☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۳۳

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد — که بو کنید دهان مرا چه بو دارد

به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل — که هر یکی به قدح خورد و او سبو دارد

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب — خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل — کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

به باغ جمله شراب خدای می‌نوشند — در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد

عجایبند درختانش بکر و آبستن — چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست — چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

وجود ما و وجود چمن بدو زنده‌ست — زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد

چراست خار سلحدار و ابر روی ترش — ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد

چو آینه‌ست و ترازو خموش و گویا یار — ز من رمیده که او خوی گفت و گو دارد

← Önceki 933 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı