☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۴۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید — به سوی خانه اصلی خویش بازآیید

چو قاف قربت ما زاد و بود اصل شماست — به کوه قاف بپرید خوش چو عنقایید

ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان — به جهد کنده ز پا پاره پاره بگشایید

سفر کنید از این غربت و به خانه روید — از این فراق ملولیم عزم فرمایید

به دوغ گنده و آب چه و بیابان‌ها — حیات خویش به بیهوده چند فرسایید

خدای پر شما را ز جهد ساخته است — چو زنده‌اید بجنبید و جهد بنمایید

به کاهلی پر و بال امید می‌پوسد — چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید

از این خلاص ملولید و قعر این چه نی — هلا مبارک در قعر چاه می‌پایید

ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار — نه کودکیت سر آستین چه می‌خایید

خود اعتبار چه باشد به جز ز جو جستن — هلا ز جو بجهید آن طرف چو برنایید

درون هاون شهوت چه آب می‌کوبید — چو آبتان نبود باد لاف پیمایید

حطام خواند خدا این حشیش دنیا را — در این حشیش چو حیوان چه ژاژ می‌خایید

هلا که باده بیامد ز خم برون آیید — پی قطایف و پالوده تن بپالایید

هلا که شاهد جان آینه همی‌جوید — به صیقل آینه‌ها را ز زنگ بزدایید

نمی‌هلند که مخلص بگویم این‌ها را — ز اصل چشمه بجویید آن چو جویایید

← Önceki 945 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı