☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۴۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

میان باغ، گل سرخ‌، های و هو دارد — که «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»

پیاله‌ای به من آورد لاله که «بخوری؟» — خورم؛ چرا نخورم؟ بنده هم گلو دارد

گلو چه حاجت می‌نوش بی‌گلو و دهان — رحیق غیب که طعم سقا همو دارد

چو سال سال نشاطست و روز روز طرب — خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد

چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل — کسی که ساقی باقی ماه رو دارد

به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق — نهان به زیر قبا ساغر و کدو دارد

سؤال کردم از گل که بر که می‌خندی — جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد

غلام کور که او را دو خواجه می‌باید — چو سگ همیشه مقام او میان کو دارد

سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیست — جواب داد که گلزار صد عدو دارد

هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست — چه عشق دارد با ما چه جست و جو دارد

ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست — وگرچه دفع دهد دم مخور که او دارد

← Önceki 946 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı