☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۵۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود — چو آب پاک که در تن رود پلید شود

ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوست — که بایزید از این شیردان یزید شود

مرید خواند خداوند دیو وسوسه را — که هر که خورد دم او چو او مرید شود

چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان — بدین قریب شود مرد زان بعید شود

هر آن دلی که بشورید و قی شدش آن شیر — ز شورش و قی آن شیر بوسعید شود

هر آنک صدر رها کرد و خاک این در شد — هزار قفل گران را دلش کلید شود

ترش ترش تو به خسرو مگو که شیرین کو — پدید آید چون خواجه ناپدید شود

چو غوره رست ز خامی خویش شد شیرین — چو ماه روزه به پایان رسید عید شود

خموش آینه منمای در ولایت زنگ — نما به قیصر رومش که تا مرید شود

← Önceki 951 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı