← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۶۶
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دیده خون گشت و خون نمیخسبد — دل من از جنون نمیخسبد
مرغ و ماهی ز من شده خیره — کاین شب و روز چون نمیخسبد
پیش از این در عجب همیبودم — کآسمان نگون نمیخسبد
آسمان خود کنون ز من خیره است — که چرا این زبون نمیخسبد
عشق بر من فسون اعظم خواند — جان شنید آن فسون نمیخسبد
این یقینم شدست پیش از مرگ — کز بدن جان برون نمیخسبد
هین خمش کن به اصل راجع شو — دیده راجعون نمیخسبد