← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۷۰
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دیدهها شب فراز باید کرد — روز شد دیده باز باید کرد
ترک ما هر طرف که مرکب راند — آن طرف ترکتاز باید کرد
مطبخ جان به سوی بیسوییست — پوز آن سو دراز باید کرد
چون چنین کان زر پدید آمد — خویش را جمله گاز باید کرد
جامهٔ عمر را ز آب حیات — چون خضِر خوشطراز باید کرد
چون غیورست آن نبات حیات — زین شکر احتراز باید کرد
چون چنین نازنین به خانهٔ ماست — وقت نازست، ناز باید کرد
با گل و خار ساختن مردیست — مرد را ساز ساز باید کرد
قبلهٔ روی او چو پیدا شد — کعبهها را نماز باید کرد
سجدههایی که آن سری باشد — پیش آن سر فراز باید کرد
پیش آن عشق عاقبت محمود — خویشتن را ایاز باید کرد
چون حقیقت نهفته در خمشیست — ترک گفت مجاز باید کرد