☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۷۱

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عشق تو مست و کف زنانم کرد — مستم و بیخودم چه دانم کرد

غوره بودم کنون شدم انگور — خویشتن را ترش نتانم کرد

شکرینست یار حلوایی — مشت حلوا در این دهانم کرد

تا گشاد او دکان حلوایی — خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد

خلق گوید چنان نمی‌باید — من نبودم چنین چنانم کرد

اولا خم شکست و سرکه بریخت — نوحه کردم که او زیانم کرد

صد خم می به جای آن یک خم — درخورم داد و شادمانم کرد

در تنور بلا و فتنه خویش — پخته و سرخ رو چو نانم کرد

چون زلیخا ز غم شدم من پیر — کرد یوسف دعا جوانم کرد

می‌پریدم ز دست او چون تیر — دست در من زد و کمانم کرد

پر کنم شکر آسمان و زمین — چون زمین بودم آسمانم کرد

از ره کهکشان گذشت دلم — زان سوی کهکشان کشانم کرد

نردبان‌ها و بام‌ها دیدم — فارغ از بام و نردبانم کرد

چون جهان پر شد از حکایت من — در جهان همچو جان نهانم کرد

چون مرا نرم یافت همچو زبان — چون زبان زود ترجمانم کرد

چون زبان متصل به دل بودم — راز دل یک به یک بیانم کرد

چون زبانم گرفت خون ریزی — همچو شمشیر در میانم کرد

بس کن ای دل که در بیان ناید — آن چه آن یار مهربانم کرد

← Önceki 971 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı