☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۷۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

عاشقانی که باخبر میرند — پیش معشوق چون شکر میرند

از الست آب زندگی خوردند — لاجرم شیوه دگر میرند

چونک در عاشقی حشر کردند — نی چو این مردم حشر میرند

از فرشته گذشته‌اند به لطف — دور از ایشان که چون بشر میرند

تو گمان می‌بری که شیران نیز — چون سگان از برون در میرند

بدود شاه جان به استقبال — چونک عشاق در سفر میرند

همه روشن شوند چون خورشید — چونک در پای آن قمر میرند

عاشقانی که جان یک دگرند — همه در عشق همدگر میرند

همه را آب عشق بر جگر است — همه آیند و در جگر میرند

همه هستند همچو در یتیم — نه بر مادر و پدر میرند

عاشقان جانب فلک پرند — منکران در تک سقر میرند

عاشقان چشم غیب بگشایند — باقیان جمله کور و کر میرند

و آنک شب‌ها نخفته‌اند ز بیم — جمله بی‌خوف و بی‌خطر میرند

و آنک این جا علف پرست بدند — گاو بودند و همچو خر میرند

و آنک امروز آن نظر جستند — شاد و خندان در آن نظر میرند

شاهشان بر کنار لطف نهد — نی چنین خوار و محتضر میرند

و انک اخلاق مصطفی جویند — چون ابوبکر و چون عمر میرند

دور از ایشان فنا و مرگ ولیک — این به تقدیر گفتم ار میرند

← Önceki 972 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı