☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۷۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

گر تو را بخت یار خواهد بود — عشق را با تو کار خواهد بود

عمر بی‌عاشقی مدان به حساب — کان برون از شمار خواهد بود

هر زمانی که می‌رود بی‌عشق — پیش حق شرمسار خواهد بود

هر چه اندر وطن تو را سبکست — ساعت کوچ بار خواهد بود

بر تو این دم که در غم عشقی — چون پدر بردبار خواهد بود

فقر کز وی تو ننگ می‌داری — آن جهان افتخار خواهد بود

تلخی صبر اگر گلوگیر است — عاقبت خوشگوار خواهد بود

چون رهد شیر روح از این صندوق — اندر آن مرغزار خواهد بود

چون از این لاشه خر فرود آید — شاه دل شهسوار خواهد بود

دامن جهد و جد را بگشا — کز فلک زر نثار خواهد بود

تو نهان بودی و شدی پیدا — هر نهان آشکار خواهد بود

هر کی خود را نکرد خوار امروز — همچو فرعون خوار خواهد بود

هر که چون گل ز آتش آب نشد — اندر آتش چو خار خواهد بود

چون شکار خدا نشد نمرود — پشه‌ای را شکار خواهد بود

هر که از نقد وقت بست نظر — سخره‌ای انتظار خواهد بود

هر که را اختیار کردش عشق — مست و بی‌اختیار خواهد بود

هر که او پست و مست عشق نشد — تا ابد در خمار خواهد بود

هر که را مهر و مهر این دم نیست — اشتری بی‌مهار خواهد بود

در سر هر که چشم عبرت نیست — خوار و بی‌اعتبار خواهد بود

بس کن ار چه سخن نشاند غبار — آخر از وی غبار خواهد بود

شمس تبریز چون قرار گرفت — دل از او بی‌قرار خواهد بود

← Önceki 974 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı