☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۸

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا — ای یوسف جان گشته ز لب‌هات شکرخا

ما را چه از آن قصّه که گاو آمد و خر رفت؟ — هین وقت لطیف است از آن عربده بازآ

ای شاه تو شاهی کن و آراسته‌کن بزم — ای جان ولیِ نعمت هر وامق و عذرا

هم دایه جان‌هایی و هم جوی می و شیر — هم جنّت فردوسی و هم سدره خضرا

جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم — گویند خسیسان که محالست و علالا

خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی — تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا

هر جا ترشی باشد اندر غم دنیا — می‌غُرّد و می‌بُرّد از آن جای دل ما

برخیز بخیلا نه درِ خانه فروبند — کان جا که توی خانه شود گلشن و صحرا

این مه ز کجا آمد وین روی چه روی است؟ — این نور خداییست تبارک و تعالی

هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر — اول غم و سودا و به آخر ید بیضا

هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست — یا رب خبرش ده تو از این عیش و تماشا

تا شید برآرد وی و آید به سر کوی — فریاد برآرد که تمنیت تمنا

نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد — شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا

در شهر چو من گول مگر عشق ندیده‌ست — هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا

هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست — گر حاذق جدّ است وگر عشوه تیبا

← Önceki 98 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı