← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۸۱
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
شعر من نان مصر را ماند — شب بر او بگذرد نتانی خورد
آن زمانش بخور که تازه بود — پیش از آنکه بر او نشیند گرد
گرمسیر ضمیر جای وی است — میبمیرد در این جهان از بَرْد
همچو ماهی دمی به خشک تپید — ساعتی دیگرش ببینی سرد
ور خوری بر خیال تازگیاش — بس خیالات نقش باید کرد
آنچ نوشی خیال تو باشد — نبود گفتن کهن ای مرد