☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)

دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۸۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

هین که هنگام صابر‌ان آمد — وقت سختی و امتحان آمد

این چنین وقت عهد‌ها شکنند — کارد چون سوی استخوان آمد

عهد و سوگند سخت سست شود — مرد را کار چون به جان آمد

هله ای دل تو خویش سست مکن — دل قوی کن که وقت آن آمد

چون زر سرخ اندر آتش خند — تا بگویند زر کان آمد

گرم خوش رو به پیش تیغ اجل — بانگ برزن که پهلوان آمد

با خدا باش و نصرت از وی خواه — که مدد‌ها ز آسمان آمد

ای خدا آستین فضل فشان — چونکه بنده بر آستان آمد

چون صدف ما دهان گشادستیم — که‌ابر فضل تو درفشان آمد

ای بسا خار خشک کز دل او — در پناه تو گلستان آمد

من نشان کرده‌ام تو را که ز تو — دلخوشی‌های بی‌نشان آمد

وقت رحم است و وقت عاطفت است — که مرا زخم بس گران آمد

ای ابابیل هین که بر کعبه — لشکر و پیل بی‌کران آمد

عقل گوید مرا خمش کن بس — که خداوند غیب‌دان آمد

من خمش کردم ای خدا لیکن — بی‌من از خان من فغان آمد

ما رمیت اذ رمیت هم ز خداست — تیر ناگه کز این کمان آمد

← Önceki 984 / 5272 Sonraki →

Anlam Arayışı