← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۸۹
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
صبر با عشق بس نمیآید — عقل فریادرس نمیآید
بیخودی خوش ولایتیست ولی — زیر فرمان کس نمیآید
کاروان حیات میگذرد — هیچ بانگ جرس نمیآید
بوی گلشن به گل همیخواند — خود تو را این هوس نمیآید
زانک در باطن تو خوش نفسیست — از گزاف این نفس نمیآید
بی خدای لطیف شیرین کار — عسلی از مگس نمیآید
هر دمی تخم نیکوی میکار — تا نکاری عدس نمیآید
هیچ کردی به خیر اندیشه — که جزا از سپس نمیآید
بس کن ایرا که شمع این گفتار — جانب هر غلس نمیآید