← Dîvân-ı Kebîr (Şems-i Tebrîzî Dîvânı)
دیوان شمس › غزلیات › غزل شمارهٔ ۹۹۸
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
آتش عشق تو قلاووز شد — دوش دلم سوی دل افروز شد
چون به سخن داشت مرا دوش یار — چون به دم گرم جگرسوز شد
من چه زنم با دم و با مکر او — کو به دغل بر همه پیروز شد
این دل من ساده و بیمکر بود — دید دغلهاش بدآموز شد
هر چه به عالم خوشی شهوتست — همچو پنیر آفت هر یوز شد
آه که شب جمله در این وعده رفت — بوسه دهم بوسه دهم روز شد
یار برهنه به قبا میل کرد — عقل دگربار کمردوز شد