☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب دوم در اخلاق درویشان › حکایتِ شمارهٔ ۴۲

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی از صاحبدلان، زورآزمایی را دید به هم برآمده و کف بر دماغ انداخته. — گفت: این را چه حالت است؟

گفتند: فلان دشنام دادش. — گفت: این فرومایه هزار من سنگ برمی‌دارد و طاقتِ سخنی نمی‌آرد.

لافِ سرپنجگی و دعویِ مَردی بگذار — عاجزِ نفسِ فرومایه چه مَردی چه زنی

گرت از دست برآید، دهنی شیرین کن — مَردی آن نیست که مشتی بزنی بر دهنی

اگر خود بر‌دَرَد پیشانیِ پیل — نه مَرد است آن که در وی مَردمی نیست

بنی‌آدم سرشت از خاک دارد — اگر خاکی نباشد، آدمی نیست

← Önceki 85 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı