☪ Anlam Arayışı

← Gülistan

گلستان › باب دوم در اخلاق درویشان › حکایت شمارهٔ ۴۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دیدم گلِ تازه چند دسته — بر گنبدی از گیاه رُسته

گفتم: چه بود گیاهِ ناچیز — تا در صفِ گل نشیند او نیز؟

بگریست گیاه و گفت: خاموش — صحبت نکند کرم فراموش

گر نیست جمال و رنگ و بویم — آخر نه گیاهِ باغِ اویم؟

من بندهٔ حضرتِ کریمم — پروردهٔ نعمتِ قدیمم

گر بی هنرم وگر هنرمند — لطف است امیدم از خداوند

با آن که بِضاعتی ندارم — سرمایهٔ طاعتی ندارم

او چارهٔ کارِ بنده داند — چون هیچ وسیلتش نمانَد

رسم است که مالکانِ تحریر — آزاد کنند بندهٔ پیر

ای بارخدای عالم آرای — بر بندهٔ پیرِ خود ببخشای

سعدی رهِ کعبهٔ رضا گیر — ای مردِ خدا! درِ خدا گیر

بدبخت کسی که سر بتابد — زین در که دری دگر بیابد

← Önceki 90 / 292 Sonraki →

Anlam Arayışı