☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بلبلی خونِ دلی خورد و گلی حاصل کرد — بادِ غیرت به صدش خار، پریشان‌دل کرد

طوطیی را به خیالِ شکری، دل‌خوش بود — ناگَهَش سیلِ فنا نقشِ اَمَل، باطل کرد

قُرَّةُ الْعینِ من، آن میوهٔ دل، یادش باد — که چه آسان بشد و کارِ مرا مشکل کرد

ساروان! بارِ من افتاد، خدا را مددی — که امیدِ کَرَمَم همرهِ این مَحمِل کرد

رویِ خاکی و نمِ چشمِ مرا خوار مدار — چرخ فیروزه طرب‌خانه از این کَهگِل کرد

آه و فریاد که از چشمِ حسودِ مهِ چرخ — در لحد ماهِ کمان‌ابرویِ من منزل کرد

نزدی شاه‌رخ و فوت شد امکان حافظ — چه کنم؟ بازی ایام مرا غافل کرد

← Önceki 134 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı