☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۱۳۶

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دست در حلقهٔ آن زلفِ دوتا نتوان کرد — تکیه بر عهدِ تو و بادِ صبا نتوان کرد

آن‌چه سعی است، من اندر طلبت بنمایم — این قَدَر هست که تغییرِ قضا نتوان کرد

دامنِ دوست به صد خونِ دل افتاد به دست — به فُسوسی که کُنَد خصم، رها نتوان کرد

عارضش را به مَثَل ماهِ فلک نتوان گفت — نسبتِ دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد

سروبالایِ من آنگه که درآید به سَماع — چه محل جامهٔ جان را که قبا نتوان کرد؟

نظرِ پاک توانَد رخِ جانان دیدن — که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد

مشکلِ عشق نه در حوصلهٔ دانشِ ماست — حلّ‌ِ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد

غیرتم کُشت که محبوبِ جهانی، لیکن — روز و شب عربده با خلقِ خدا نتوان کرد

من چه گویم؟ که تو را نازکیِ طبعِ لطیف — تا به حَدّیست که آهسته دعا نتوان کرد

بجز ابرویِ تو محرابِ دل حافظ نیست — طاعتِ غیر تو در مذهبِ ما نتوان کرد

← Önceki 136 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı