☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۳۸۷

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان — که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت — گفت: ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟ — بندهٔ من شو و برخور ز همه سیم‌تنان

کمتر از ذره نه‌ای، پست مشو، مهر بورز — تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان

بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی‌ داری — شادی زهره‌جبینان خور و نازک‌بدنان

پیر پیمانه‌کش من که روانش خوش باد — گفت: پرهیز کن از صحبت پیمان‌شکنان

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل — مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم — که شهیدانِ که‌اند این همه خونین‌کفنان

گفت: حافظ! من و تو محرم این راز نه‌ایم — از می لعل حکایت کن و شیرین‌دهنان

← Önceki 387 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı