☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۰۵

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

به جان پیر خرابات و حق صحبت او — که نیست در سر من جز هوای خدمت او

بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است — بیار باده که مستظهرم به همت او

چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد — که زد به خرمن ما آتش محبت او

بر آستانه میخانه گر سری بینی — مزن به پای که معلوم نیست نیت او

بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب — نوید داد که عام است فیض رحمت او

مکن به چشم حقارت نگاه در من مست — که نیست معصیت و زهد بی مشیت او

نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی — به نام خواجه بکوشیم و فر دولت او

مدام خرقه حافظ به باده در گرو است — مگر ز خاک خرابات بود فطرت او

← Önceki 405 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı