☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۳۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی — کز عکس روی او شب هجران سر آمدی

تعبیر رفت «یار سفرکرده می‌رسد» — ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی

ذکرش به خیر ساقی فرخنده‌فال من — کز در مدام با قدح و ساغر آمدی

خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش — تا یاد صحبتش سوی ما رهبر آمدی

فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست — آب خضر نصیبه اسکندر آمدی

آن عهد یاد باد که از بام و در مرا — هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی

کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم؟ — مظلومی ار شبی به در داور آمدی

خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق — دریادلی بجوی دلیری سرآمدی

آن کو تو را به سنگ‌دلی کرد رهنمون — ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی

گر دیگری به شیوهٔ حافظ زدی رقم — مقبول طبع شاه هنرپرور آمدی

← Önceki 439 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı