☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۴۹

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ای که مهجوری عشاق روا می‌داری — عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری

تشنهٔ بادیه را هم به زلالی دریاب — به امیدی که در این ره به خدا می‌داری

دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن — به از این دار نگاهش که مرا می‌داری

ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند — ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری

ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست — عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم — از که می‌نالی و فریاد چرا می‌داری؟

حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند — سعی نابرده چه امید عطا می‌داری؟

← Önceki 449 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı