☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۵۰

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

روزگاری‌ست که ما را نگران می‌داری — مخلصان را نه به وضع دگران می‌داری

گوشهٔ چشمِ رضایی به مَنَتْ باز نشد — این چنین عزت صاحب‌نظران می‌داری؟

ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهرِ نگار — دست در خونِ دلِ پُرهنران می‌داری

نه گل از دستِ غمت رست و نه بلبل در باغ — همه را نعره‌زنان جامه‌دران می‌داری

ای که در دلقِ مُلَمَّع طلبی نقد حضور — چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری؟

چون تویی نرگسِ باغ نظر ای چشم و چراغ — سر چرا بر من دل‌خسته گران می‌داری؟

گوهر جام‌جم از کانِ جهانی دگر است — تو تمنّا ز گِلِ کوزه‌گران می‌داری

پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی — طمع مهر و وفا زین پسران می‌داری؟

کیسهٔ سیم و زرت پاک بباید پرداخت — این طمع‌ها که تو از سیم‌بران می‌داری

گر چه رندیّ و خرابیّ گنهِ ماست، ولی — عاشقی گفت که تو بنده بر آن می‌داری

مگذران روزِ سلامت به ملامت حافظ — چه توقع ز جهانِ گذران می‌داری؟

← Önceki 450 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı