☪ Anlam Arayışı

← Dîvân-ı Hâfız (Gazeller)

غزلیات › غزل شمارهٔ ۴۶۴

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی — خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی

در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل — آید به هیچ معنی زین خوب‌تر مثالی

شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را — هرگز به عمر روزی روزی شود وصالی

آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی — وان دم که بی تو باشم یک لحظه هست سالی

چون من خیال رویت جانا به خواب بینم؟ — کز خواب می‌نبیند، چشمم به جز خیالی

رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت — شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی — زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی

← Önceki 464 / 495 Sonraki →

Anlam Arayışı