☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › آغاز کتاب › در فضیلت مرتضی رضی الله عنه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

ز مشرق تا به مغرب گر امامست — امیرالمؤمنین حیدر تمامست

گرفته این جهان زخم سنانش — گذشته زان جهان وصف سه نانش

چو در سر عطا اخلاص او راست — سه نان را هفده آیة خاص او راست

سه قرصش چون دو قرص ماه و خورشید — دو عالم را بخوان بنشاند جاوید

ترا گر تیر باران بر دوامست — علیُّ جُنّةُ جُنّة تمامست

پیمبر گفتش ای نور دو دیده — ز یک نوریم هر دو آفریده

چنان در شهر دانش باب آمد — که جَنّت را بحق بوّاب آمد

چنان مطلق شد اودر فقر وفاقه — که زرّ و نقره دادش سه طلاقه

اگرچه سیم و زر با حرمت آمد — ولی گوسالهٔ این امّت آمد

کجا گوساله هرگز رنجه گردد — که با شیری چنین هم پنجه گردد

چنین نقلست کورا جوشنی بود — که پشت و روی جوشن روشنی بود

ازان چون روی بودش پشت جوشن — که بر بستش بدان اندام روشن

چنین گفت او که گر منبر نهندم — بدستوری حق داور دهندم

میان خلق عالم جاودانه — کنم حکم از کتاب چارگانه

چو هرچ او گفت از بهر یقین گفت — زبان بگشاد روزی وچنین گفت

که لو کشف الغطا دادست دستم — خدا را تا نبینم کی پرستم

زهی چشم و زهی علم و زهی کار — زهی خورشید علم و بحر زخّار

دم شیر خدا می‌رفت تا چین — ز علمش ناف آهو گشت مشکین

ازین گفتند مرد داد و دین شو — ز یثرب علم جستن را به چین شو

اسد کو ناف خانهٔ آفتابست — ازان آهو دمش چون مشک نابست

خطا گفتم که ازمشک خطایست — که او هم نافه و شیر خدایست

اگر علمش شدی بحری مصوّر — درو یک قطره بودی بحر اخضر

چو هیچش طاقت منّت نبودی — ز همّت گشت مزدور جهودی

کسی گفتش چرا کردی، بر آشفت — زبان بگشاد چون تیغ و چنین گفت:

لَنَقْلُ الصخر من قلل الجبال — اَحَبُّ اِلیَّ مِن مِنَنِ الرجالِ

یقول الناس لی فی الکسب عار — فقُلت العارُ فی ذُلِّ السؤالِ

همیشه چار رکن عالم آباد — ز سعی دو خُسُر بود و دو داماد

← Önceki 10 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı