☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش نهم › (۳) حکایت پادشاه که علم نجوم دانست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

نجومی نیک می‌دانست آن شاه — شد آگه کو فلان ساعت فلان ماه

شود بیچاره در دست بلائی — بکرد القصّه او از سنگ جائی

چو کرد از سنگ خارا خانهٔ راست — نگه دارندهٔ بسیار درخواست

چو در خانه شد آن را روزنی دید — ز روزن خانه را چون روشنی دید

بدست خویش روزن کرد مدروس — که تا در خانه تنها ماند محبوس

نبودش هیچ ره سرگشته آمد — بآخر تا که دم زد کُشته آمد

اگر خواهی که پیش افتی بهرگام — بترک خود بباید گفت ناکام

تو گر ترک خود و عالم نگوئی — چو مرگ آید بگوئی هم نگوئی

چو باقی نیست خفت و خورد آخر — چو مرگ آید چه خواهی کرد آخر

← Önceki 113 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı