☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش نهم › (۴) حکایت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چنین گفته‌ست آن پاکیزه ذاتی — که گر یابد کسی از حق وفاتی

از اول روز ماتم داریش تو — دوُم روز و سوُم همداریش تو

زماتم تا بهفتم می‌گدازی — چو هفتم بگذرد هشتم چه سازی

چو آخر روز باید بود تسلیم — چه می‌پیچی، در اول گیر تعلیم

همه تن گر شود چون مار پایت — گریزی نیست ممکن هیچ جایت

ندیدی وقت رفتن مار را هیچ — که در ره می‌رود پُر تاب و پُر پیچ

ولیکن چون بسوراخ آورد روی — درو کژّی نماند یک سر موی

که تا ننهد ز سر آن پیچ پیچی — نیابد راه در سوراخ هیچی

تو هم کژّی ز خود بفکن پس آنگاه — بسوراخت برد از راستی راه

چو در کوری تو پی گُم کرده مانی — چو کوران از برون پرده مانی

نه بینی خلق را نه پای و نه سر — ز کوری زخم خورده مانده بر در

الف چون مستقیم آید به کوفی — چنان باید برأی العین صوفی

تصوّف چیست، در صبر آرمیدن — طمع از جملهٔ عالم بریدن

توکّل چیست، پی کردن زبان را — ز خود به خواستن خلق جهان را

فنا گشتن دل از جان برگرفتن — همه انداختن آن برگرفتن

← Önceki 114 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı