☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش نهم › (۹) حکایت پیر زال سوخته دل

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر یک روز در بازارِ بغداد — بغایت آتشی سوزنده افتاد

فغان برخاست از مردم بیکبار — وزان آتش قیامت شد پدیدار

بره در پیر زالی مبتلائی — عصا در درست می‌آمد ز جائی

کسی گفتش مرو دیوانهٔ تو — که افتاد آتشی در خانهٔ تو

زنش گفتا توئی دیوانه تن زن — که حق هرگز نسوزد خانهٔ من

بآخر چون بسوخت آتش جهانی — نبود آن زال را ز آتش زیانی

بدو گفتند هان ای زالِ دمساز — بگو کز چه بدانستی چنین راز

چنین گفت آنگه آن زال فروتن — که یا خانه بسوزد یا دل من

چو سوخت از غم دل دیوانهٔ را — نخواهد سوخت آخر خانهٔ را

← Önceki 119 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı