☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دهم › (۵) حکایت رابعه رحمها الله

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر چون رابعه صاحب مقامی — نخورده بود یک هفته طعامی

در آن یک هفته هیچ از پای ننشست — صلوة و صوم بودش کار پیوست

چو جوع افتادگی در پایش آورد — شکستی سخت در اعضایش آورد

یکی مستوره بودش در حوالی — طعامش کاسه‌ای آورد حالی

مگر شد رابعه در درد و داغی — که تا در گیرد از جایی چراغی

چو باز آمد مگر یک گربه ناگاه — فکنده بود پست آن کاسه در راه

دگر باره برفت از بهر کوزه — که تا بگشاید آن دل‌تنگ روزه

بیفتاد آن زمانش کوزه از دست — جگر تشنه بماند و کوزه بشکست

ز دل آهی برآورد آن جگر سوز — که گفتی گشت عالم آتش‌افروز

به صد سرگشتگی می‌گفت الهی — ازین بیچارهٔ مسکین چه خواهی‌؟

فکندی در پریشانی مرا تو — به خون در چند گردانی مرا تو‌؟

خطاب آمد که گر این لحظه خواهی — به تو بخشم من از مه تا به ماهی

ولی اندوه چندین سالهٔ خویش — ز دل بیرون بریمت‌، این بیندیش

که اندوه من و دنیای محتال — نیاید جمع در یک دل به صد سال

گرت اندوه ما باید همیشه — مدامت ترک دنیا باد پیشه

ترا تا هست این‌، یک روی آن نیست — که اندوه الهی رایگان نیست

← Önceki 130 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı