☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دهم › (۸) حکایت موسی و مرد عابد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی عابد نیاسودی ز طاعت — نبودی بی عبادت هیچ ساعت

شبانروزی عبادت بود کارش — بسر شد در عبادت روزگارش

بموسی وحی آمد از خداوند — که عابد را بگو ای مرد خرسند

چه مقصودست از طاعت مدامت — که در دیوان بدبختانست نامت

چو موسی آمد و او را خبر کرد — عبادت مرد عابد بیشتر کرد

چنان جدی دران کارش بیفزود — که صد کارش بیکبارش بیفزود

بدو گفتا چو تو از اشقیائی — چنین مشغول در طاعت چرائی

بموسی گفت آن سرگشتهٔ راه — که ای طوطی طور و مرد درگاه

چنان پنداشتم من روزگاری — که هیچم من نیم در هیچ کاری

چو دانستم که آخر در شمارم — بیک طاعت زیادت شد هزارم

چو نامم ز اشقیای او برآمد — همه کاری مرا نیکوتر آمد

اگرچه آب در آتش بود آن — ازو هر چیز کآید خوش بود آن

هر آن چیزی کزان درگاه آید — چه بد چه نیک زاد راه آید

اگر نورم بود از حق وگر نار — خدایست او مرا با بندگی کار

نمی‌اندیشم از نزدیک و دورش — که دایم این چنینم در حضورش

چو موسی سوی طور آمد دگر بار — خطابش کرد حق از اوج اسرار

که چون دیدم که این عابد چنین است — ز سر تا پای او مشغول دینست

پسندیدم ازو عهد عبادت — ولی شد در عمل جدش زیادت

چو او در بندگی خویش بفزود — خداوندی خدا زو بیش بفزود

کنون از نیک بختانش شمردم — ز لوح اشقیا نامش ستردم

رسانیدم بصاحب دولتانش — بدو از من کنون مژده رسانش

چو تو آگه نهٔ از سر انسان — سر موئی مکن انکار ایشان

سری از جهل پر اقرار و انکار — که فردا نقد خواهد شد پدیدار

← Önceki 133 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı