الهی نامه › بخش دهم › (۱۱) حکایت دعاگوی و دیوانه
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
دعا میکرد آن داننندهٔ دین — جهانی خلق میگفتند آمین
یکی دیوانه گفت آمین چه باشد — که آگه نیستم تا این چه باشد
بدو گفتند آمین آن بود راست — کامام خواجه از حق هرچه درخواست
چنان باد و چنان باد و چنان باد — زبان بگشاد آن مجنون بفریاد
که نبود آن چنان و این چنین هیچ — کامام خواجه خواهد، چند ازین پیچ
ولیکن جز چنان نبوَد کم و بیش — که حق خواهد چه میخواهید ازخویش
گرت چیزی نخواهد بود روزی — نباشد روزیت جز سینه سوزی
اگر او خواهدت کاری برآید — وگرنه از گلت خاری برآید