☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دهم › (۱۲) حکایت دیوانه که می‬گریست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی دیوانه بودی بر سر راه — نشسته بر سر خاکستر آنگاه

زمانی اشک چون گوهر فشاندی — زمای نیز خاکستر فشاندی

یکی گفت ای بخاکستر گرفتار — چرا پیوسته می‌گرئی چنین زار

چنین گفت او که پر شورست جانم — چو شمعی غرقه اندر اشک ازانم

که حق می‌بایدم بی غیر و بی پیچ — ولی حق را نمی‌باید مرا هیچ

← Önceki 137 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı