☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش یازدهم › (۳) حکایت گفتار پیغامبر در طفل نوزاد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

چنین گفته‌ست با یاران پیمبر — که آن طفلی که می‌زاید زمادر

چو بر روی زمین افکنده گردد — بغایت عاجز و گرینده گردد

ولی چون روشنی این جهان دید — فراخی زمین و آسمان دید

نخواهد او رحم هرگز دگر بار — نگردد نیز در ظلمت گرفتار

کسی کز بندِ این تنگ آشیان رفت — بصحرای فراخ آن جهان رفت

بعینه حال آن کس همچنانست — که او را از رحم قصد جهانست

چنان کان طفل آمد در جهانی — نخواهد با شکم رفتن زمانی

ز دنیا هر که سوی آن جهان شد — بگفتم حال طفلت همچنان شد

دلا چون نیست جانت این جهانی — بر آتش نه جهان گر مرد جانی

اگر قلبت نخواهد برد ره پیش — چگونه ره بری در قالب خویش

که گر راهی به پیشان می‌توان برد — یقین می‌دان که از جان می‌توان برد

درون دَیرِ دل خلوتگهی ساز — وزان خلوة به سوی حق رهی ساز

اگر کاری کنی همرنگِ جان کن — مکن آن بر سر چوبی، نهان کن

تو گر جامه بگردانی روا نیست — که او دوزد، بدست تو قبا نیست

ولیکن گر توانی همچو مردان — ز جامه درگذر جان را بگردان

← Önceki 144 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı