☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش یازدهم › (۹) حکایت حبشی که پیش پیغامبر آمد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی حبشی بر پیغامبر آمد — که تَوبه می‌کنم وقتش درآمد

اگر عفوست وگر توبه قبولست — مرا بر پشتی چون تو رسولست

پیمبر گفت چون تو توبه کردی — یقین می‌دان که آمرزیده گردی

دگر ره گفت آن حبشی که آنگاه — که بودم در گناه خویش گمراه

گناهم حق چو نپسندیده باشد — میان آن گناهم دیده باشد

پیمبر گفت پس تو می‌ندانی — که بر حق ذرّهٔ نبوَد نهانی

گناهت ذرّه ذرّه دیده باشد — ولیکن از کَرَم پوشیده باشد

چو حبشی این سخن بشنید ناگاه — برآورد از دل پر خون یکی آه

چنان آن آهش از دل تاختن کرد — که مرغ جانش را بیخویشتن کرد

به پیش مصطفی بر خاک افتاد — سوی حق پاک رفت و پاک افتاد

صلا در داد یاران را پیمبر — که بشتابید ای اصحاب یکسر

که تا برکشتهٔ حق غرق تشویر — بگوئید و بپیوندید تکبیر

کسی کو کشتهٔ شرم و حیا شد — اگر مُرد او تن او توتیا شد

اگر تو ذرّهٔ خاکش ببوئی — بوَد صد بحر پر تشویر گوئی

← Önceki 150 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı