☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دوازدهم › (۱۱) سؤال آن درویش از شبلی

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی پرسید از شبلی که در راه — که بودت بدرقه اول به‌درگاه‌؟

سگی را گفت دیدم بر لب آب — که یک ذره نداشت از تشنگی تاب

چو دیدی روی خود در آب روشن — گمان بردی سگی دیگر معیّن

نخوردی آب از بیم دگر سگ — بجَستی از لب آن آب در تگ

چو گشت از تشنگی دل بی‌قرار‌ش — ز اندازه برون شد انتظار‌ش

به‌آب افکند خود را ناگهانی — که تا شد آن سگ دیگر نهانی

چو او از پیش چشم خویش برخاست — خود او بود آن حجاب‌، از پیش برخاست

چو برخاست این چنین روشن حسابم — یقینم شد که من خود را حجابم

ز خود فانی شدم‌، کارم برآمد — سگی در راهم اول رهبر آمد

تو هم از راه چشم خویش برخیز — حجاب تو تویی از پیش برخیز

گرت مویی خودی برجای باشد — ترا بندی گران بر پای باشد

ترا آن بِه بُدی ای مرد فرتوت — که از گهواره بردندی به‌تابوت

ازان موسی ز حق ان پایگه یافت — که از گهواره در تابوت ره یافت

حضور او اگر باید مدامت — میا با خود دگر این می نمامت

میا با خود بیا بی‌خود ز خود دور — که هست آن بی‌خودی نورٌ عَلی نور

اگر تو بالغ اسرار گردی — ز یک‌یک عضو برخوردار گردی

نه طفی ماندت نه احولی نیز — ازو گویی وزو بینی همه چیز

← Önceki 167 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı