☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش چهاردهم › (۳) حکایت آن مرد که صدقه بدرویشان می‬داد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بزرگی گفت پر شوقست جانم — که شد عمری که من دربندِ آنم

که از من صدقه‌ای برسد به درویش — که آن صدقه نبیند کس کم و بیش

چو رفته‌ست این دقیقه بر زبانش — چنین گفته‌ست هاتف آن زمانش

که تو باید اگر صاحب یقینی — که آن صدقه که بخشیدی نه بینی

تو همچون مُردهٔ بد می‌نمائی — که خود را مُرده و زنده بلائی

نخواهی زندگانی گر بدانی — که مردن بهترت زین زندگانی

اگر تو پیش دان و پیش بینی — همه کم کاستی خویش بینی

← Önceki 194 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı