☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش چهاردهم › (۴) حکایت لقمۀ حلال

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

رفیقی گفت با من کان فلانی — حلالی می‌خورد قوت جهانی

که جزیت از جهودان می‌ستاند — وز آنجا می‌خورد، به زین که داند

بدو گفتم که من این می‌ندانم — من آن دانم که من ننگ جهانم

که باید صد جهود بس پریشان — که تا خواهند از من جزیت ایشان

تو گر کم کاستی خویش بینی — بسی از خود سگی را بیش بینی

وجودت با عدم درهم سرشتست — که این یک دوزخ و آن یک بهشتست

اگر یک بیخ ازین دوزخ نماندست — بسی سگ بستهٔ آن کخ بماندست

اگر صد بار روزی غُسل سازی — چو با خویشی نهٔ جز نانمازی

← Önceki 195 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı