☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش چهاردهم › (۱۷) حکایت محمود و شمار کردن پیلان

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر یک روز محمود عدوبند — پسر را گفت کای داننده فرزند

ببین تا پیل چندست این زمانم — که من اکنون عددشان می‌ندانم

پسر بشمرد و گفتش ای خداوند — هزار و چار صد پیلست در بند

شهش گفتا که خود را یاد دارم — که یک بُز می‌نیامد در شمارم

کنون گر تا بعرشم کار و بارست — ز من نیست آن ز فضل کردگارست

چو هستت نعمت حق بی‌کناره — ترا از شکرِ منعم نیست چاره

چو در حقّ تو نعمت بر دوامست — دمی بی شکرِ حق بودن حرامست

وگر نفس تودر شکرست کاهل — دلت باید که این مشکل کند حل

چو نفست کاهلی دارد همیشه — دلت را هست جِدّ و جهد پیشه

چو نفست مردِ کار خویش باشد — دلت در کار خود درویش باشد

نکو زان سود کرد و بد زیان کرد — که هر کس آنچه دارد خرج آن کرد

← Önceki 208 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı