☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش چهاردهم › (۱۹) حکایت آن دزد که گرفتار شد

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر شد ناگهی دزدی گرفتار — ز گرد راه بردندش سوی دار

امان می‌خواست از عجز و نیازی — که ریزد آب و بگزارد نمازی

که یا رب در چنین وقتی وجائی — که می‌بینم بهر موئی بلائی

ببین تاتیغِ قهرت بر سر دار — چه می‌آرد برویم آخر کار

تو از قهرم چنین حیران گرفته — من از مهر تو ترک جان گرفته

چنینم من که گفتم تو چنانی — کنون جان می‌دهم دیگر تو دانی

چنین ده جان اگر جان می‌دهی تو — وگرنه عمر تاوان می‌دهی تو

اگر خونت زند از قهر او جوش — مکن هرگز بلطف او را فراموش

سبک رو چون گرانجانی زره نیست — بشادی زو که غم رادستگه نیست

عروسی جهان ماتم نیرزد — که صد شادی او یک غم نیرزد

چو خواهد کرد گردونت پیاده — سواری را بکن ابرو گشاده

← Önceki 210 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı