☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش چهاردهم › (۲۱) حکایت سپهدار که قلعۀ کرد با دیوانه

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سپهداری برای کوتوالی — بجائی قلعهٔ می‌کرد عالی

یکی دیوانهٔ آمد پدیدار — به پیش خویش خواندش آن سپهدار

بدو گفتا ببین کین قلعه چونست — ز رفعت جفت طاق سر نگونست

ازین قلعه کسی کاعزاز دارد — ببین تا چه بلا زو باز دارد

زبان بگشاد آن دیوانه حالی — بدو گفتا تو مردی تیره حالی

بلا چون ز آسمان می‌افتد آغاز — بقلعه می‌روی پیش بلا باز

بلای خویشتن چون تو تمامی — بلائی نیز مطلب ای گرامی

ز خویش و از بلای خویش آنگاه — خلاصی باشدت کلّی درین راه

که افتاده شوی و پست گردی — نمانی زنده تا که هست گردی

← Önceki 212 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı