☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش پانزدهم › (۲) حکایت شیخ و مرغ همای

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر می‌رفت شیخی کاردیده — بره در دید طاقی برکشیده

همائی کرده از کج بر سر او — بگسترده ز هم بال و پر او

زبان بگشاد و گفت ای مرغ ناساز — تو بی شرمک بدینجا آمدی باز

بهر یک چند بگشائی پری تو — نشینی پس بقصر دیگری تو

نیاید از تو کس را سایه داری — که نا پایندگی سرمایه داری

اگر پایندگی بودی جهان را — هویدائی نبودی عقل و جان را

همه دنیا سرابی می‌نماید — جهانی ملک خوابی می‌نماید

خرت در گِل ازان سخت اوفتادست — که در تعبیر خر بخت اوفتادست

چو خر باشد کسی را بخت اینجا — بلاشک کار باشد سخت اینجا

اگر غربال پندار خود از آب — برآری عالمی بینی همه خواب

← Önceki 219 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı