☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش پانزدهم › (۱۱) حکایت آن مرد که صرّۀ در میان درمنه یافت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

برای درمنه برخاست آن پاک — درمنه چون برون می‌کرد از خاک

برون افتاد حالی صرّهٔ زر — ازان غم دست می‌زد سخت بر سر

بحق گفتا که کردی تیره روزم — چه خواهم از تو؟ چیزی تا بسوزم

چرا چیزی دهی از پیشگاهم — که در حالم بسوزد، می‌نخواهم

من از تو عدل می‌خواهم ستم نه — درمنه بایدم امّا درم نه

اگر تو همّتی داری چو مردان — بهمّت خویشتن را مرد گردان

ز شاهت گر امید زرّ و سیمست — دل و جان ترا پیوسته بیمست

چرا باید طلب کردن زر و سیم — چو آخر جانت باید کرد تسلیم

بترک سیم و زر گو، جان نگه دار — که جان بهتر بسی از سیمِ بسیار

چنین آوازهٔ محمود ازان یافت — که جان او ز درویشی نشان یافت

که گر در ملک کردی کِبر پیشه — نکردی خلق ذکر او همیشه

چو سلطان می‌شود از فقر مذکور — توانی شد تو هم در فقر مشهور

که شاهانی که سِرّ فقر دیدند — پناه از سایهٔ زالی گزیدند

← Önceki 228 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı