☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دوم › (۴) حکایت امیرالمؤمنین علی کرم الله وجهه بامور

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

علی می‌رفت روزی گرمگاهی — رسید آسیب او بر مور راهی

مگر آن مور می‌زد پا و دستی — ز عجزش در علی آمد شکستی

بترسید و بغایت مضطرب شد — چنان شیری ز موری منقلب شد

بسی بگریست و حیلت کرد بسیار — که تا آن مور باز آمد برفتار

شبانگه مصطفی را دید در خواب — بدو گفت ای علی در راه مشتاب

که دو روز از پی یک مور دائم — ز تو بود آسمانها پُر ملائم

نباشی از سلوک خویش آگاه — که موری را کنی آزرده در راه

چنان موری که معنی دار بودست — همه ذکر خدایش کار بودست

علی را لرزه بر اندام افتاد — ز موری شیر حق در دام افتاد

پیمبر گفت خوش باش و مکن شور — که پیش حق شفیعت شد همان مور

که یارب قصد حیدر در میان نیست — اگر خصمی بمن بود این زمان نیست

جوانمردا بدان کز درد دین بود — که با موری چنان شیری چنین بود

چو حیدر در شجاعت شیر زوری — که دیدی بسته بر فتراک موری

خُنُک جانی که او از حق خبر داشت — قدم بر امر حق بنهاد و برداشت

تو گر بر جهل مطلق در سلوکی — گدای مطلقی ور ازملوکی

نظر باید فگند آنگه قدم زد — که نتوان بی‌نظر در ره قدم زد

اگر تو بی‌نظر در ره زنی گام — نگونساریت بار آرد سرانجام

چوبر عمیا روی همچون خران تو — نه ممتازی بعقل از دیگران تو

قدم بشمرده نه گر مرد راهی — که بشمرده‌ست از مه تا به ماهی

اگر گامی نهی بی‌هیچ فرمان — بسی دردت رسد بی‌هیچ درمان

گر اینجا گام برگیری زمانی — نباید رفت در گورت جهانی

همی هر کس که اینجا یک زمان رفت — همان انگار کانجا صد جهان رفت

اگرچه حیرت اینجا یک دم افتد — ولی آنجایگه صد عالم افتد

اگر امروز گامی می‌نهی پاک — نباید رفت صد فرسنگ در خاک

دریغا می‌نبینی سود بسیار — که گر بینی دمی ننشینی از کار

بهر گامی که برگیری تو امروز — ز حضرت تحفهٔ یابی دلفروز

چنین سودی چو هر دم می‌توان کرد — چرا از کاهلی باید زیان کرد

← Önceki 25 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı