☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش هجدهم › (۹) حکایت سلطان محمود با مرد دوالک باز

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

مگر محمود با اعزاز می‌شد — بره مردی دوالک باز می‌شد

شهش گفتا که ای طرّار ره زن — ترا می‌بیند اینجا چشم دَرمَن

که بنشینی میان خاک در راه — دوالک بازی آموزی تو با شاه

دوالک باز گفتش ای جهاندار — برَو بنشین چه می‌خواهی ازین کار

نخواهد گشت چون پروانه با شمع — دوالک بازی و کوس و عَلَم جمع

مجرّد گرد و پس این پیشه می‌کن — وگر نه همچنین اندیشه می‌کن

درین منزل که کس نه دل نه جان یافت — کمال از پاک بازی می‌توان یافت

← Önceki 261 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı