☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش دوم › (۶) حکایت خواجۀ جندی با سگ

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی از خواجهٔ جُندی بپرسید — که تو به یا سگی وز کس نترسید

مریدانش دویدند آشکاره — که تا آنجا کنندش پاره پاره

بیک ره منع کرد آن جمله را پیر — بدو گفتا نَیَم آگه ز تقدیر

نشد معلومم ای جان پدر حال — جوابت چون توان آورد در قال

گر از اوباش راه ایمان برم من — توانم گفت کز سگ بهترم من

وگر ایمان نخواهم بُرد از اوباش — چو موئی بود می از سگ من ای کاش

چو پرده بر نیفتادست از پیش — منه بر سگ بموئی منّت از خویش

که گر سگ را میان خاک راهست — ولیکن با تو از یک جایگاهست

← Önceki 27 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı