الهی نامه › بخش نوزدهم › (۹) حکایت در ذمّ دنیا
Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.
یکی پرسید ازان دانای فتوی — که چه بهتر بوَد از مالِ دنیی
چنین گفت او که مالی کان نباشد — که گر باشد به جز تاوان نباشد
که گر مالی ز دنیا افتد آغاز — ترا آن مال دارد از خدا باز
ولی کی ارزد آن مال جهانی — که از حق باز مانی تو زمانی
چو از حق باز میدارد ترا مال — پس آن بهتر که نبود در همه حال
ترا چون عیش دنیا راه زن شد — کجا در دین توانی بُت شکن شد
همه عمرت شبست ای خفتهٔ راه — نه از روزی نه از بیداری آگاه
چو روزت صبح گرداند بزودی — که تو در عشق بازی با که بودی
هر آن ساعت که نه در عشقِ دینی — حریف اژدهای آتشینی