☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش بیستم › (۶) حکایت جرجیس علیه السلام

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

سه بار آن کافر اندر آتش و خون — بگردانید بر جرجیس گردون

تنش شد ذرّه ذرّه چون غُباری — ز خاک او برآمد لاله‌زاری

میان این همه رنج و عذابش — رسید از هاتف عزّت خطابش

که هرگز دوستی ما زند لاف — نخواهد خورد بی دُردی می صاف

سزای دوستان اینست مادام — که گردونشان رود بر هفت اندام

بدو گفتند ای جرجیس و ای پاک — ترا هیچ آرزویی هست در خاک‌؟

مرا گفت آرزو آنست اکنون — که یک بار دگر در زیرِ گردون

کنندم پاره پاره در عذابی — که تا آید دگر بارم خطابی

که چندین رنج در جانم رقم زد — که او در دوستی ما قدم زد

تو قدر دوستان او ندانی — که مردی غافلی در زندگانی

کسی کز دوستی دم زد تو آن باش — و یا نه‌، ز دوستان دوستان باش

← Önceki 287 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı