☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش بیست و دوم › (۳) حکایت آن دیوانه که ازو پرسیدند که درد چیست

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی پرسید ازان دیوانه مردی — که چه بوَد درد چون داری تو دردی؟

چنین گفت او که دردآنست پیوست — که چون باید بُریده دست را دست

و یا آن تشنهٔ ده روزه را نیز — چگونه آب باید از همه چیز

کسی را هم چنان باید خدا را — ترا گر نیست این این هست ما را

همی درد آن بوَد ای زندگانی — که چیزی بایدت کانرا ندانی

ندانی آن و آن خواهی همیشه — ندانم کین چه کارست و چه پیشه

جز او هرچت بود باشد همه پیچ — که آن خواهی و آن خواهی دگر هیچ

← Önceki 307 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı