☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش بیست و دوم › (۸) سؤال کردن سائل از مجنون

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

بمجنون گفت آن یاری ز یاری — که لیلی را تو چندین دوست داری

بدو گفتا بحقّ عرش و کرسی — که گر من دوستش دارم چه پرسی

رفیقش گفت چندین شعر گفتن — شبانروزیت نه خوردن نه خفتن

میان خاک و خون بودن بزاری — چه بودست این همه بر دوستداری؟

جوابش دادکان بگذشت اکنون — که مجنون لیلی و لیلیست مجنون

دوئی برخاست اکنون از میانه — همه لیلیست، مجنون بر کرانه

چو شیر و مَی بهم پیوسته گردند — ز نقصان دو بودن رسته گردند

یکی چون آشکارا گشت اینجا — دوئی را نیست یارا گشت اینجا

اگر هستی بجان او را خریدار — چو تو گم گشتی او آمد پدیدار

چنان گم شو که دیگر تا توانی — نیابی خویش را در زندگانی

← Önceki 312 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı