☪ Anlam Arayışı

← İlâhînâme

الهی نامه › بخش پایانی › (۷) حکایت اعرابی در حضرت نبوّت

Yapay zekâ çevirisidir; resmî veya akademik çeviri değildir.

یکی اعرابی آمد پیشِ مهتر — کنار خویش محکم کرده در بر

بدو گفتا که من اسلام آرم — اگر گوئی چه دارم در کنارم

پیمبر گفت داری یک کبوتر — گرفته دو کبوتر بچه در بر

ز صدق مُعجز آن صدرِ عالی — به صدق دل مسلمان گشت حالی

بدو گفت این کِه گفتت ای پیمبر — پیمبر گفت حق سلطانِ اکبر

در آن دم هر که آنجا از عرب بود — ز بهر آن کبوتر در عجب بود

که آن هر دو کبوتر بچّه در هم — بزیر پرکشیده بود محکم

پیمبر گفت ای اصحاب و انصار — شما را چه عجب آید ازین کار

بحقّ آن خدائی کاشکارا — بخلق خود فرستادست ما را

که بر هر عاصئی کاندر جهانست — خدا صد بار مشفق تر ازانست

که این مادر بدین دو بچّه امروز — کزو گشتید جمله شفقت آموز

← Önceki 323 / 335 Sonraki →

Anlam Arayışı